۱۳۹۰/۱۲/۱۰

چند ثانیه با من باش تو ساعت خاموشی



قرار بود هر آلبوم جدیدی که از رضا یزدانی می‌آید، سورپرایز شویم. نه به خاطر حاشیه‌هایش، بلکه به خاطر ترانه‌‌هایی که حرف برای گفتن دارد، ملودی‌هایی که از جنس طغیان است و صدایی که خستگی ما را فریاد می‌زند. از ساعت ۲۵ شروع کنم که روز از غروب طلوع کرد. سورپرایز شدیم. ترانه‌ها سر جای خودشان بودند اما ترانه‌سراها نه. دست آخر هم نوشته شده بود با تشکر از یعما گلرویی. البته که هر کس دقت می‌کرد می‌فهمید کدام ترانه را یغما نوشته است. اما خب باقی ترانه‌ها تکلیفشان مشخص نبود. از همه‌ی آن روزهای پرحاشیه و گم‌ترانه گذشتیم تا رسیدیم به ساعت فراموشی.
اول از همه شلوغی پشت جلد آلبوم توی ذوق می‌زد. آه! این‌ها انشا نیست بلکه اسم آهنگ‌های آلبوم است. تا آهنگ شماره‌ی ۱۰ روال نام‌گذاری عادی‌ست اما از آنجا به بعد یک کامیون لازم است تا نام‌ها را با خود حمل کند. آن‌ها که با تگ‌گذاری آهنگ‌ها آشنایی دارند و در سایت لست‌.اف‌ام حساب کاربری دارند، متوجهند که من چه می‌گویم. به هر حال تعجب‌برانگیز است آهنگی با این نام: Saat – Faghat Ye Kami Chay Vase Man Beriz! ضمن اینکه می‌شد این شلوغی پشت آلبوم را با استفاده از صفحات داخلی اینسرت کمی دل‌نشین‌تر کرد.

ساعت فراموشی پر است از ترانه‌سرا! کیست که اندیشه فولادوند را نشناسد با ترانه‌ها و شعرهای همیشه متفاوتش. اتفاقاْ ترانه‌ی حرفای شخصی او در این آلبوم هم جزو خوب‌هاست. هر چند شروع آهنگ یادآور یک آهنگ خارجی‌ست اما ترانه حرف برای گفتن دارد و موسیقی تکراری به نظر نمی‌آید. ترانه‌ای که می‌تواند حرف‌های شخصی هر کدام از ماها باشد.

ترانه‌ی دوست داشتنی میثم یوسفی را هم که پیش از این در آلبوم خاص شنیده بودیم، هر چند متوجه نمی‌شوم که چرا این ترانه باید در کنار ترانه‌ی ساعت سروش دادخواه قرار بگیرد و علاوه بر آلبوم خاص در این آلبوم به صورت مستقل هم حضور داشته باشد، لابد دلیل خاصی داد.

قرار نیست در این مجال کم به بررسی تک‌تک آهنگ‌ها و ترانه‌ها بپردازم. آلبوم ساعت فراموشی هر چند از لحاظ تنظیم چند پله بالاتر از آلبوم‌های پیشین رضا یزدانی قرار دارد، از لحاظ موسیقی و ترانه دچار تکرار است.  شاید نام ترانه‌سراها عوض شده باشد اما ترانه‌ها عوض نشده‌اند. دوست دارم به رضا یزدانی بگویم باید در پی حرف‌های تازه بود. برای گفتن حرف‌های تازه، شاید نام‌های تازه لازم باشند اما به طور قطع کافی نیستند. وقتی کلمه‌های تکراری روی موسیقی تکراری قرار می‌گیرد هر چه‌قدر هم که صدای خواننده توانمند باشد، برای هنرمندی که قرارش این بوده که همیشه صدای تازه باشد، اتفاق بدی افتاده است. دوست دارم ننویسم ساعت فراموشی آلبوم ضعیفی بود، اما به نظر من برای رضا یزدانی اثری به‌شدت معمولی و تکراری بود. برای همین خریدن و شنیدن این آلبوم را از طرف خودم به کسی توصیه نمی‌کنم. منتظرم تا در آینده، رضا یزدانی اتفاق تازه‌ای را رقم بزند. اتفاقی که با «هیس» و «رئیس» هم‌تراز باشد.

تعریفم از آلبوم تازه‌ی رضا یزدانی را در این بیت خلاصه می‌کنم و مطلب را تمام:

چند ثانیه با من باش تو ساعت خاموشی

اینجا ملودی خوابه، رو تخت فراموشی

توضیح: این مطلب برای چاپ در روزنامه‌ی تهران امروز نوشته شده بود، که منتشر نشد.
 
فؤاد صادقیان © 2008-14 SpicyTricks & ThemePacific.