۱۳۸۸/۱۲/۲۲

تو ای خود صدا، صدا نزن مرا!


این مطلب، در شماره‌ی ۸۲ مجله‌ی اینترنتی اپیزود منتشر شده است.

هنگامی که در وبلاگ گوگوش خواندم آلبوم حجم سبز به زودی منتشر خواهد شد، و همین‌طور شنیدم که یکی از آهنگ‌های این آلبوم در روز ۸ مارس پخش خواهد شد، خوشحال شدم. چون صدایی که دوستش دارم باز هم قرار بود در قابی از ملودی و ترانه به گوش من برسد.
بعد از آلبوم‌های کیو کیو بنگ بنگ، آخرین خبر، مانیفست و شب سپید، دو آهنگ جدید از گوگوش شنده بودم. گریه کنم یا نکنم با ترانه‌ای از زویا زاکاریان و موسیقی بابک امینی، با همه‌ی علاقه‌ای که به زویا زاکاریان دارم، گریه کنم یا نکنم را کار معمولی‌ای که نه در سطح گوگوش بود و نه در سطح زویا و نه حتی بابک امینی، دیدم.
گذشت و گذشت تا به اتفاقاتی که در ایران افتاد رسیدیم، و من همون ایرانم با ترانه‌ای از رها اعتمادی و موسیقی فرید زلاند منتشر شد. رها اعتمادی را نمی‌شناسم و کارنامه‌ای از کارهای قبلی‌اش در اختیار ندارم، اما ترانه حرف خاصی برای گفتن نداشت جز اینکه از زبان ایران صحبت می‌کرد و ایده جالب بود، هر چند درست پرورش نیافته بود. در مورد ملودی و تنظیم گمان می‌کردم چون کار به خاطر حوادث اخیر کمی عجولانه ساخته شده است به گوش من ضعیف می‌آید، اما هنگامی که مصاحبه‌ای از فرید زلاند در مورد این کار را خواندم، متوجه شدم که کار خیلی پیش‌تر از این‌ها ساخته شده و فقط ویدیوی آن سریع آماده شده است.
اما آهنگ سزاوار که روز ۸ مارس مصادف با روز جهانی زن منتشر شد، قرار است یکی از نقاط درخشان آلبوم حجم سبز باشد. گوگوش پس از خواندن ترانه‌هایی از زویا زاکاریان و بزرگ ترانه شهیار قنبری، در دور تازه‌ی فعالیت هنری‌اش، به یکی دیگر از ارکان ترانه‌سرایی نوین ایران رسیده است، یعنی اردلان سرفراز. اما این ترانه تنها یک شروع خوب دارد که می‌گوید خوابِ تو، بیدارِ تو ام! که حتی در تیزر تبلیغاتی حجم سبز نیز همین قسمت پخش می‌شد. ادامه‌ی ترانه از نظر من حتی یک ترانه‌ی معمولی هم نیست. از اردلان سرفراز که نقش پررنگی در علاقه‌مندی من به ترانه‌سرایی داشته است و بارها از ترانه‌هایش به عنوان سرمشق استفاده کرده‌ام، سرودن همچین ترانه‌ای را بعید می‌دانستم. اردلانی که بسیاری از خاطرات مردم ما با آهنگ‌های گوگوش، مدیون کلام دل‌نشین او بوده است. نه من مخاطب، نه گوگوش و نه اردلان سرفراز، سزاوار چنین ترانه‌ای نبودیم.
راجع به موسیقی نچسب فرید زلاند هم چیزی ننویسم، بهتر است.
قرار نبود ما یک آهنگ از خواننده و آهنگساز و ترانه‌سرای نوپا بشنویم، خالقان این اثر، نقاشان بخشی از خاطرات موسیقایی ما بوده‌اند، یعنی همه در هنر خود کارکشته و مؤلف‌اند. اما چه شد که خودشان را سزاوار چنین آهنگی دانستند؟ نمی‌دانم!
به هر حال امیدوارم جدای از آهنگ سزاوار، آلبوم حجم سبز، کار خوبی شده باشد و اگر نه، حیف ...
 
فؤاد صادقیان © 2008-14 SpicyTricks & ThemePacific.